شرح روز.البته ديروز.سه شمبه
خواب ديشبم زهر مارم شد.حبه انگولك از ساعت 12-1 تا 7و نيم صبح 444 بار بيدار شد. هي بچه رو خوابوندم گذاشتمش جاش بازم بيدار شد دوباره همون اش و همون جاش.ساعت هشت هم بلند شدم رختخوابمو جمع كردم .هرچند شبها خيلي بد و كم ميخوابم ولي صبحها با ديدن حبه ي سرحال خوابم ميپره و دلم وا ميشه.حبه 20 ساعتي بود كه پيفو نكرده بود ديگه يه دفعه اي تركيد پوش پوش (پوشك) و بلوز و شلوارش رو به عن كشوند.شوستَ كردمش و بعد صبحونشو دادم. يه نان كوشوشلو رو تو آب و مربا بهار نارنج تيليت كردم با زرده آب پز دادم خورد.ايشون هنوز ب پروتئين گاوي حساسن.لبنيات بهش نميدم اصلا جز شير خشكش(نوتراميژن)... .ساعت حدوداي 9 وربع پرستارش اومد.پرستاره اينقده بدِ بچه هاش و شوهرش ميگه ميگه ميگه منو به جنون ميرسونه.از اين زنهاي برونگراي بي سياسته.از شوهرش بدش مياد بجاي اينكه شوهرشو نديد بگيره ريخت نحص مرده رو نگاه نكنه ك كمتر حرص بخوره ميره خونه زوم ميكنه به شوهرش و بابت هر كاري هوار و عر ميكنه...مرد بيچاره تو خونش دسشويي ميره ميگوزه اين زنه مياد برا من تعريف ميكنه حرص ميخوره ..گاهي اينقده حرص ميخوره ميشينه گريه ميكنه .يعني قشنگگگگگگگگگ مث اسفند رو آتيش جلز ولز ميزنه بالا پايين ميپره....اينقد داغ كرده بود از شوهرش ديگه مخمو گوزوند منم زدم ب سيم اخر.با حالت پرخاش بهش گفتم من تابحال ادم مث شما نديدم .چه خبره اينقد حرص؟اين همه حرص خوردي ك الان 40 كيلويي ديگه!!تو بجاي اينكه مادر بچه هات باشي شدي بچه ي مادرات؟خو يه ذره صبور و اروم باش .شوهرت با هر اخلاق بدي داشته باشه اونجا خونشه حق داره بره انباري پشت بوم يا تراس يا توالت....
يعني پرستاره ميناله ميگه شوهرم نياد تو خونه بخوابه!
گفتم: اون نياد بالا بخوابه كه تو توي خونه ي اون تنها و راحت بخوابي؟؟
كلي عتاب خطاب رفتم تا اروم شد ولي تا يكساعت لال مرده بود مثلا داشت به حرفاي من فكر ميكرد تا خودشو اصلاح كنه
اي بابااااا از من ديوونه ترم پيدا ميشه .تا الان فك ميكردم خودم تو اين دو سال رواني بازي زياد دراوردم ميبينم تنها نيستم خلچه ملنگ فراوونه.عاقا اصلا تو خونش هر چي ميشه بمن چه! مگه من يه بار درد دل كردم پيشش؟؟؟
ولي يه محاسن خاص خودشم داره.بزرگترين خوبيش اينه با اين اوضاع ماليش ولي خيليييييييي زياد بزرگ منشه به ضرب زور چيزي ازم قبول ميكنه ببره.بوي غذا و نهارم خونه رو پر ميكنه براش غذا ميكشم هر كاريميكنم بيشتر از يه لقمه نميخوره .بهش يه بار فقط 10 تومن بيشتر دادم.از اون روز تابحال اگه ظرفاي منم تو سينك باشه و من نباشم ميشوره همش ميگه جبران اون لطفت!!!!خيلي خانومه....بعدش يه حسن ديگه اينكه نسبت به سايرين كمتر از لهجه مازندارني رنج ميبره ///خخخخخ.....الفاظ سنگين و متين بكار ميبره....خيلي خوشم مياد از اين اخلاقاش.
من به پرستاره نگفتم ك روزايي ك اين مياد بچه رو نگه ميداره من فقط ميرم باشگاه و خريداي خونه و آرايشگاه و خلاصه كاراي شخصي.بهش گفتم من كلاس ميرم برا آمادگي ارشد.دروغ گويي كار بيتربيتاس ولي اجتناب ناپذيره.آخه اين خانمه اوضاع ماليش اينقده درامه روم نميشه بگم برا بهبود اندام مانكنيم نياز ب پرستاربچه داشتم.اينا تو آب و دون اوليه شونم موندن..من هفته اي سه روز باشگا ميرم ولي ب پرستاره گفتم هفته اي4 روز كلاس دارم.يه روز اضافه گذاشتم يا واسه نظافت خونه يا رفيق بازيام...سه شمبه همين روز اضافم بودش.دلم دَدَ ميخواس ولي تو اين انجير پزون مگه ميشه رفت از خونه بيرون؟!زنگ زدم ب دوستم ك بياد .ولي خرس قطبي خواب بود نجوابيد.منم افتادم به جااان پااااك خونه و ب پرستار گفتم ك بخاطر گرما كلاس نميرم.پرستاره يخورده آي كيوش پايينه.هرچي بهش ميگم بچه بايد حتمنننننننننننن يك ساعت بخوابه گوشش بدهكار نيس.خواب روزانه ي حبه يك ساعته است وسطاش حتما دو يه بار بيدار ميشه ولي من دوباره ميخوابونمش اين پرستار خنگوله بعده بيست ديقه ك بچه بيدار شد هي باهاش حرف ميزنه ديگه نمخوابونه حبه رو.خنگولك.
دوستم دير اومد.پرستاره رو فرستادم رفت با دوستم كلي حرفاي خال خان باجي زديم و ارضا شديم
علي اومد نهار زديم تو رگ.منم گور باباي رژيم نثار مخترعين رژيمهاي لاغري كرده و مث گرگ افتادم تو بشقابم تا ته خوردم...عصري به علي گفتم هواي بچه رو داشته باش من و دوستم بريم لباس خونگي/ياليت!بچه ها من از فروشگاه ياليت بيزارم.هدفم از ياليت رفتن اينه ببينم چ مددلايي داره اگه جاي ديگه اونا رو ديدم نخرم.ولي دوستم عشق ياليتِ.منم خراب رفاقت .رفديم اونجا من ك چيزي نخريدم اون بخاطر سايز 36 ك داره كلي لباساي خوچل مچل خريد كوفتش شه.اينقد بدم مياد سايز خپل ايكس لارز مدلاي اسپرت ندارننننننننننننننننننن
.بعدم من اومدم خونه و دوستم رفت خونش.حالا شيفتها عوض شد من حبه رو نگه داشتم علي رفت فيزيوتراپي.مينيسك پاش پاره شده ميره فيزيو خدا كنه كارش با فيزيو حل شه به عمل نكشه
بعد با خودم فك كردم حبه از صبح تو خونه بود ..ساعت حدوداي 8 شب بود.با اينكه خيلي خسته از مهمون داري و كم خوابي بودم ولي مادر مهربان شدم حبه رو بغل كردم بردمش دَدَ
يك ساعتي بچه بغل بيرون بودم كتفم هنوز ميسوزه.بعد كار علي تموم شد و رفتيم مطب دكتر فاميل تا علي امپول ويتامين دي بزنه.به دكترفاميل گفتم حبه سينش خس خس شديد داره و دكتر اطفال بيماريشو سبك گرفته فقط كتوفين داده كه چون ايرانيه ههههيييييچ خاصيتي نميده و و ازيترومايسينش خيلي كمه در عرض چهار پنج روز تموم شد ولي بچه همچنان مريضه...بعد دكتر فاميل گفت همين تجويزش درسته بيماريش بايد دوره شو بگذرونه و من از غيبت كردن از دكترا راه ب جايي نبردم.حالا بلا نسببت ايلين و ونوس جان اگه ميرفتم ارايشگاه و از يه ارايشگر ديگه كله ميكردم طرف دنباله حرفامو ميگرفت 666 تام ميذاشت روش ادامه ميداد
بعدش اومديم خونه.شام به حبه عدس پلو دادم كه همشو تف كرد نخورد با 180 سي سي شير خوابوندمش.كلا امروز كم غذا خورد.وزنش خوبه 12 كيلو شده يعني 11و نهصده.مدل خوابوندنش اينه شامشو ميدم.شيشه شو ميدم.بعد پوش پوششو عوض ميكنم.بعد بلوز و شلوار استين بلند تنش ميكنم تا اگه ملحفه اش رف كنار يخ نكنه.البته مث ما گرماييه.بعدش رو پا لالاييش ميدم.بيست ديقه طول ميشكه تا خوابش سنگين شه.بعد ميذارم تو تختش(تو هال ) كنار خودمون......و همه چي در سكوت مطلق...و بيشت دقيه بعدش يه دور بيدار ميشه باز دوباره بيشت ديقه رو پا و اين بار بهتر ميخوابه....تو اين فاصله اضافه غذاي نهار و گرم كردم دادم علي خورد خودمم دله بازي كردم خوردم و رژيم از شنبه ()()(
الرژيش به كنجد و عدس و گندم و جو برطرف شده خدا رو شكر
بچزززززززززززززززززز...من تا شش ماهگي كه حبه يكريز جيغ ميزد فقط نسبت به حبه به حس دوس داشتني داشتم ك از حس مسوليت ميومد.بعد از شش ماهگي واسه اولين بار از ته دل بوسيدمش
ولي حالا با وجود كمك هاي پرستار و رد شدن حبه از 9 ماهگي كه بنظر من نقطه عطف بين نوزادي و دوران خردساليه.............تازه ميفهمم اينكه ميگن بچه شيرينه يعني چي
هر چند انصاف نبود مني ك عاااااشق نوزاد بوده و هسدم همچين نوزادي نصيبم ميشد ولي فعلا گوش شيطون كر دارم لذت ميبرم...
رفيق بازي خيلي خوبه دلم شاده.دلم از وبلاگ داري هم خيلي شاد ميشه.همه تونو عشق دارم....مامي شوهرم اينا رفتن مشهد .فردا ميريم ببينيم برامون چه رهتوشه اي اوردن .شنبه نيام از تيكه هاي مشدي مكاره ننالممم صلواااااااددددددد
اينم يك رو زاز زندگي نيمه تخماتيك من
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید: